محورهای اصلی الزامات و اهمیت اقتصاد مقاومتی در بیانات مقام معظم رهبری*

 

 

 

  ۱-اقتصاد مقاومتي يك شعار نيست، بلكه يك واقعيت است و  مي‌بايست محقق شود
2    وجود عزم ملی و اراده راسخ در عبور از تحریم‌ها و تنگناهای اقتصادی دشمن
3    به هيچ وجه ملت ایران در بن‌‌‌بست نمي‌باشد؛ و به هيچ وجه با مشكلاتى كه ما را از تصميم به ادامه‌‌‌ى راه باز بدارد، مواجه نيستيم.
4    ما بايد هر كدام نقش خودمان را بشناسيم و آن را ايفاء كنيم
5    اقتصاد مقاومتی،  مقاومت در مقابل كارشكنى و خباثت دشمنان کشور مي‌باشد هدف دشمن، فشار اقتصادى بر كشور و تمرکز بر اقتصاد كشور مي‌باشد.
6    شرکت های دانش بنیان، يكى از موثرترين مولفه‌هاى اقتصاد مقاومتى است
7    اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از اسراف، همت مضاعف و كار مضاعف، جهاد اقتصادى، توليد ملى و حمايت از كار و سرمايه‌ى ايرانى و جهاد اقتصادی حلقه‌هايى براى ايجاد يك منظومه‌ كامل در زمينه‌ى مسائل اقتصادی کشور مي‌باشد
8    كاهش وابستگي به صنعت نفت يكى از الزامات اقتصاد مقاومتى مي‌باشد.
9    مردمى كردن اقتصاد، جزو الزامات اقتصاد مقاومتى است
10    دولت، قوه‌ى مقننه و قوه‌ى قضاييه كمك كنند كه مردم وارد ميدان اقتصاد شوند
11    مسئله‌ى مديريت مصرف، يكى از اركان اقتصاد مقاومتى است؛  مصرف متعادل و پرهيز از اسراف و تبذير،در دستگاه‌هاى دولتى،غيردولتى، آحاد مردم و خانواده‌ها
12    استفاده از تولیدات داخلی توسط دولت و نهادهای حاکمیتی و هم آحاد مردم و پرهیز از مصرف کالاهای خارجی
13    يكى از كارهاى اساسی حركت بر اساس برنامه مي‌باشد، تصميم هاى خلق‌الساعه و تغيير مقررات، جزو ضربه‌هايي است كه به «اقتصاد مقاومتى» وارد مي‌شود. لزوم توجه دولت و مجلس به این مسئله که نگذارند سياست‌هاى اقتصادى كشور در هر زمانى دچار تغييرهاى بى‌مورد شود.
14    استفاده‌ى حداكثرى از زمان و منابع و امكانات
15    حفظ وحدت و همبستگى میان مردم و همچنین میان مسئولین و عدم انعکاس اختلافات میان خود به سطح رسانه‌ها
16    همه‌ى مسئولان و دلسوزان كشور باید خود را موظف و مكلف بدانند به ايجاد كار، توليد، كارآفرينى، و  پر رونق كردن روزافزون اين كارگاه عظيم کشور ایران.

دولت کار آفرین

 

تحقیق جامع با موضوع دولت کار آفرین

محقق : مهدی احمدی

دولت کار آفرین

روان‌شناسی اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین

روان‌شناسی اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین
 
 
 
تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان رو به افزایش است، و بزرگ‌ترین این شبکه‌ها یعنی فیس‌بوک به تازگی مرز یک میلیارد عضو را پشت سر گذاشت. از این رو مسئله شناخت الگوهای رفتاری کاربران این شبکه‌ها با توجه به دامنه‌ی نفوذ روز افزون و تاثیر‌گذاری‌شان اکنون به یکی از موضوعات جذاب تحقیقی بدل شده‌اند. تحقیقی که توسط نیویورک تایمز به تازگی انجام شد یکی از همین موارد است. این مطالعه یک پژوهش آن‌لاین بود که ۲۵۰۰ اشتراک گذارنده مطالب در شبکه‌های اجتماعی را در بر می‌گرفت و البته محدود به خوانندگان نیویورک تایمز هم نمی‌شد. یافته‌های این تحقیق پنج انگیزه اصلی برای این‌که چرا اطلاعات به اشتراک گذاشته می‌شوند و یک دسته‌بندی شخصیتی از افراد به اشتراک گذارنده را نشان داده و معرفی می‌کند:
 


پنج انگیزه اصلی در به اشتراک‌گذاری اطلاعات

۱- نوع‌دوستی: ما با اشتراگ‌گذاری باعث تقسیم محتوای با ارزش و سرگرم‌کننده با دیگران می‌شویم. پس به آن‌چه دوستانمان می‌خواهند بدانند فکر می‌کنیم، و سعی داریم به آن‌ها کمک کنیم.

۲- تعریف خود: ما از طریق اشتراک‌گذاری خودمان را برای دیگران تعریف می‌کنیم، به تعبیر بهتر شاید ” شما همان هستید که به اشتراک می‌گذارید”. مردم آگاهانه شخصیت آن‌لاین‌شان را از طریق اشتراک‌گذاری شکل می‌دهند.

۳- همدلی: اشتراک گذاری ما باعث تقویت و تحکیم روابط‌مان با دیگران است. اشتراک گذاری به دیگران نشان می‌دهد که ما به آن‌ها فکر کرده و توجه داریم.

۴- ارتباط: ما از طریق اشتراک‌گذاری به دنبال به دست آوردن اعتبار و بازخورد هستیم، تا به عنوان یک اشتراک‌گذار خوب معرفی شده و در نظر دیگران با ارزش باشیم.

۵- مبلغ: ما بدون قصد حرف یا برندی را تبلیغ نکرده و به اشتراک نمی‌گذاریم، مگر این‌که به آن باور داشته باشیم.

موضوع مشترک در اشتراک‌گذاری محتوا مسئله روابط است. آن‌چه ما را به سمت اشتراک‌گذاری سوق می‌دهد تمایل به شکل دادن و نگه داشتن روابط با دیگران است که به طور خلاصه می‌شود گفت ” کوشش اشتراک‌گذاری درباره‌ی ایجاد محتوا برای پذیرایی و ارتباط با یک فرد دیگر است”.

این مطالعه‌ی پژوهشی از این انگیزه‌ها و دیگر نتایج، به دسته‌بندی شش نوع شخصیت اشترا‌ک‌گذار می‌رسد. این‌ها البته به طور متقابل اختصاصی نیستند و تعدادی از افراد ممکن است در دسته‌های مختلف قرار بگیرند:

شش نوع شخصیت اشتراک‌گذار

۱- یک نوعدوستی که گرایش به زنانگی‌ دارد: می‌خواهد به دیگران کمک کند و به گسترش گفتار با مقاصد نیک می‌پردازد. انگیزه‌اش البته نوعدوستی‌، ارتباط و تبلیغ است. آن‌ها معمولا برای اشتراک‌گذاری از ایمیل و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۲- دنبال کننده‌های شغلی که حرفه‌ای‌هایی با شبکه‌های قوی هستند: آن‌ها مطالب جدی به اشتراک می‌گذارند، محتواهایی کاربردی که باعث شهرت برای کارشان می‌شود. انگیزه‌‌شان تعریف خود و ارتباط است. بیشتر از ایمیل و شبکه‌ی اجتماعی لینکدین استفاده می‌کنند.

۳- Hipster ها (جوانان ۲۰ تا ۳۰ ساله‌ که سعی می‌کنند مستفل باشند) با گرایش به جوانی و مردانگی: آن‌ها دوست دارند یک گفتگو را شروع کنند و می‌خواهند خودشان را از طریق اشتراک‌گذاری نشان دهند. بیشتر از توییتر و فیس‌بوک استفاده می‌کنند.

۴- بومرنگی‌ها به دنبال واکنش هستند: دوست دارند استارت یک بحث را بزنند و باعث مقدار زیادی کامنت و اظهار نظر مثبت یا منفی بشوند. نیروی محرکه‌‌شان ارتباط است. آن‌ها از پلتفرم‌های مختلف مثل فیس‌بوک، توییتر، ایمیل یا وبلاگ برای اشتراک‌گذاری استفاده می‌کنند.

۵- ارتباط‌گرانی که بیشتر زن هستند: و از طریق اشتراک‌گذاری می‌خواهند پیوند نزدیکی با دوستان‌شان داشته باشند. انگیزه‌‌های آن‌ها بیشتر شامل همدلی و ارتباط می‌شود و گرایش اشتراک‌گذاری‌شان بیشتر متمایل به ایمیل و فیس‌بوک است.

۶- برگزیدگانی که مسن‌تر و سنتی‌تر هستند: آن‌ها اطلاعات کمی که دارای ارزش خاصی‌ست را با افرادی مشخص به اشتراک می‌گذارند. گرایش انگیزه‌ای آن‌ها بیشتر نوعدوستی و ارتباط است، و استفاده از ایمیل را ترجیح می‌دهند.

اغراق در تبلیغات‎

اغراق در تبلیغات‎

www.khbehnegar.ir
 
 
 
اگر عوامل کلیدی موفقیت ، اغراق آمیز نگریسته شوند ، ممکن است زمینه ساز شکست شوند. میلر

یادداشت خود را با درک معنایی از سخن کوتاه مدیریتی فوق آغاز می نماییم. به راستی تکیه بیش از حد به یک سری عوامل کلیدی (از دیدگاه هر فرد یا سازمانی) منجر به پیروزی مطلق یا شکست مطلق خواهد شد؟ ارتباط این مقوله با مباحث سیستم های مدیریتی ایزو چیست؟ آیا طی دو دهه که از ورود و اجرای سیستم های مدیریتی ایزو به ایران می گذرد، باید اجرای این سیستم ها را در سازمان ها شکست خورده دانست و اجرای کج دار و مریض آن را در حال حاضر از روی اجبار و اکراه و تزیینی و تبلیغی تصور نمود؟
در پاسخ به سوالات مطرح شده می بایست ابتدا به این مقوله پرداخت که ما ایرانی ها توقعمان از یک درمانگر و بهبود بخش این است که به صورت معجزه آسا ، دردها و مشکلات را برطرف نماید. ایزو نیز از این آفت فرهنگی در امان نمانده است.

برنامه ریزی های بلند مدت ، هدف گذاری های کلان ، گام به گام پیش رفتن با برنامه ها ، نا امید نشدن از شکست های مقطعی ، اصلاح برنامه های منجر به شکست و ساخت پل پیروزی ، دوری ازشعار نگری ، فراهم آوردن ابزارها و امکانات لازم برای نیل به اهداف و ده ها مورد دیگر که در مقالات و کتب و ارائه های مختلف مدیریتی به آن پرداخته شده و می شود ، لازمه موفقیت یک سازمان در رسیدن به اهداف و آرمان هایش می باشد.اما آیا ما این گام ها را درست برداشتیم؟

ما ایزو را آوردیم یا برایمان آوردند. ظاهری زیبا و آرمان خواهانه در سیستم های مدیریتی مشاهده گردید. انواع و اقسام سیستم های مدیریتی و استانداردهای سیستمی در مقوله های مختلف علم و فناوری توسط سازمان ایزو تدوین گردید و به ایران هم آمد. اما آیا به آرمان خواهی سازمان ها پاسخ داد؟ آیا ایزو مقصر بود یا ما. ما ایزو را مقصر قلمداد نمودیم و او را موجودی کلی نگر و دارای نقص پنداشتیم و به سراغ مدل های سرآمدی و تعالی سازمانی رفتیم و به تقلید از اروپایی ها و آمریکایی ها جوایز سرآمدی نیز تعیین نمودیم. برنامه ریز استراتژیک هم شدیم. مدعی توسعه سرمایه انسانی در سازمان ها نیز گشتیم. اما عموما نتیجه ای که از اقدامات انجام شده حاصل گردید، به نصب یک نقشه استراتژی در تابلو اعلانات و یک چارت سازمانی زیبا با دفترچه تشریح مشاغل و جوایز اهدا شده به چند سازمان پولدار دولتی یا نیمه دولتی بدون تأثیر آنچنان مثبت در شاخص های رشد و توسعه در فضای کسب و کار منجر گردید.

مشاوران آماتور و دلالان سودجو که عرصه را برای خود باز می دیدند با اقداماتی از قبیل فروش مدارک و مستندات ایزو ، فروش گواهینامه های ایزو ، صدور گواهینامه های ایزو در دو هفته ، اثربخشی سیستم های مدیریتی را تا حد امکان به سمت صفر نیل داده ، نوعی سیاه نمایی کاذب از ایزو را در سطح صنعت و بنگاه های کسب و کار کشورمان ایجاد و آبروی جامعه مشاوران و ممیزان و سایر دست اندارکاران سیستم های مدیریتی را در کمتر از یک نیم دهه به باد دادند.

حال توجه خوانندگان این یادداشت را به رویدادی جالب و اندکی مرتبط با این مقوله البته به صورت غیر مستقیم جلب می نمایم:

اتفاقی جالب در دنیای بازاریابی توجه جامعه ایرانی را به خود جلب نمود. حلزون ، آری حلزون موجودی آرام ، کوچک و بی آزار ، سودجویی عده ای سوداگر از این موجود بی آزار توفانی از بی اعتمادی در جامعه نسبت به محصولات آرایشی و بهداشتی ایجاد نموده است. مدت زیادی تبلیغات مربوط به کرم حلزون و تأثیرات معجزه آسا (و البته اثبات نشده) آن از تلویزیون به صورت مستمر و به وفور پخش گردید و سرانجام وزارت بهداشت هر چند دیر ، دروغین و غیر واقعی بودن آن را کشف ، اثبات و اعلام نمود. درسی که می توان از این رخداد گرفت نبودن صداقت و راست نمایی در عوامل بازاریابی و تولید و سایر دست اندرکاران مربوط به این محصول است . آری سازمان ها نباید سودهای کلان را فدای نداشتن صداقت با مردم جامعه نمایند. روزگاری این آقت دامن گیر ایزو نیز شده بود. برندهای مطرح برای افزایش فروش خود از ایزو به عنوان یک ابزار تبلیغی قوی استفاده نمودند و نتیجه آن این شد که اکنون می بینیم . تعریف اغراق آمیز اثرات اجرای سیستم های مدیریتی توسط مشاوران و ممیزان نیز بی تأثیر نبود و باعث بی اعتمادی هر چه بیشتر سازمان ها به ایزو و در نتیجه سوق دادن سازمان ها به استفاده ابزاری و تبلیغاتی از آن برای فروش محصولاتشان گردید این اقدامات هر چند در کوتاه مدت به نفع عده ای خاص من جمله برخی شرکت ها ، صادر کنندگان گواهینامه های ایزو و برخی مشاوران سودجو بود، اما آتش آن در بلند مدت دامن همه را گرفت و دودش به چشم برافروزندگانش نیز فرو رفت.

اما آیا اکنون دیر شده است و دیگر نمی توان کاری کرد؟ نه هنوز هم دیر نیست. به قول مرحوم سهراب سپهری "چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید." بیاییم یک بار دیگر نگرش خود را به سیستم های مدیریتی ، برنامه ریزی استراتژیک ، توسعه سرمایه انسانی ، مقوله بازاریابی و دیگر مقوله های مدیریتی بازسازی نماییم. با نگاهی نو و سرشار از امید و راست نمایی به علوم مدیریتی بنگریم نه به عنوان ابزاری برای رسیدن به سودهای کلان مقطعی بدون دوام غیر فراگیر مغایر با توسعه پایدار و به قیمت نابودسازی اعتماد مردم به سازمان ها و شرکت ها.

به خودمان بیاییم و دور اندیشی را از مورچه داستان کلیله و دمنه بیاموزیم. بیاییم مورچه دور اندیش باشیم نه ملخ کوته فکر داستان کلیله و دمنه

آيا بهترین فروشنده‌ها استعداد ذاتی دارند؟

آيا بهترین فروشنده‌ها استعداد ذاتی دارند؟


آيا بهترین فروشنده‌ها استعداد ذاتی دارند؟
 
 
 
مهارت هاي فروش
آخرین مقاله من تحت عنوان «هفت ویژگی شخصیتی برترین فروشندگان» به موضوع تست شخصیت 1000 فروشنده بنگاه اختصاص داشت. نتایج تست نشان داد که ویژگی‌هاي اصلی شخصیت افراد بر شیوه فروش بهترین فروشندگان تاثیر مستقیم داشت و موفقیت آنها را تضمین كرده است.

با این وجود، این تحقیق در عین حال یک سوال مهم را هم پیش آورد «آیا بهترین فروشندگان استعداد ذاتی دارند یا مهارت کسب کرده‌اند؟» به عبارت دیگر، آیا فروشندگان باید با غرایزی که لازمه فروش است به دنیا بیایند یا مي‌توانند یاد بگیرند که بدون داشتن این استعداد تبدیل به یک فروشنده موفق شوند؟
طبق تحقیقاتی که انجام داده‌ام و همین طور تجربه و مشاهدات، به نظر من بیش از 70 درصد از بهترین فروشندگان، از زمان تولد دارای یک غریزه «طبیعی» هستند که نقش مهمی را در تعیین موفقیت فروش آنها ایفا مي‌کند. در مقابل، کمتر از 30 درصد از بهترین فروشندگان، خودساخته هستند، یعنی این افراد مجبور بوده‌اند یاد بگیرند که چگونه می‌توانند بدون داشتن استعداد طبیعی، فروشندگان موفقی بشوند. به‌علاوه، از هر 100 نفر که بدون داشتن استعداد طبیعی فروش وارد این عرصه شده‌اند، 40درصد یا شکست مي‌خورند یا از این حوزه خارج مي‌شوند، 40درصد تا حد نزدیک به متوسط باقی مي‌مانند و فقط 20 درصد به بالای حد متوسط مي‌رسند. (این نسبت‌ها با توجه به نوع صنعت و پیچیدگی محصول فروخته شده متفاوت است)
با توجه به آمار و ارقام ذکر شده، پرسش اصلی این است که «چه معیاری وجود دارد که بتوان تشخیص داد آیا یک فروشنده خودساخته موفق مي‌شود یا خیر».
البته تهیه لیست بلند بالایی که در آن دلایل موفقیت ذکر شده باشد، (سخت کوشی، استقامت، هوش، راستی، یکدلی و غیره) آسان است، اما تجربه من در این زمینه و تحقیقاتی که انجام داده‌ام نشان مي‌دهد که چهار عامل عمده در موفقیت فروشندگان خودساخته نقش دارد. این چهار عامل عبارتند از: مهارت فن بیان، «مدل‌سازی» تجارب، تیزهوشی و سودآوری.
مهارت فن بیان
اولین عامل تعیین‌کننده بین موفقیت و شکست یک فروشنده خودساخته، همان مهارت او در فن بیان است. هر چند همه فروشندگان لایق، توانایی بیان ویژگی‌هاي محصول و مزایای آن را دارند، اما تعداد بسیار کمی از آنها دارای این مهارت هستند که بتوانند گفت‌وگوی هوشمندانه‌ای انجام دهند که به یک فروش قطعی منجر شود. همچنین، هر صنعتی زبان فنی خاص خودش را برای تسهیل و درک دو جانبه اصطلاحات فنی دارد و در زبان فنی هر صنعت، معنی دقیقی برای کلماتی که در آن صنعت استفاده مي‌شود وجود دارد. (به عنوان مثال، RAM، CPU، حافظه فلش در صنایع الکترونیک)فروشندگان خودساخته موفق، در حوزه خاصی دارای مهارت هستند و به زبان عملیاتی مربوط به آن حرفه صحبت مي‌کنند یا دانش عمیقی درباره زبان فنی آن صنعت دارند. این زبان، همان معیاری است که مشتریان، ارزش واقعی آن فروشنده را با آن مي‌سنجند و بر تصمیم خرید آنها تاثیر زیادی دارد. فروشندگان خود ساخته‌ای که کمتر کارآمد هستند، در صحبت به این زبان چندان صریح نمی‌باشند، بنابراین بیشتر بر جلب رضایت و رفاقت با مشتریان تکیه مي‌کنند.
مدل‌سازی تجربیات
مدل‌سازی، همان توانایی ذهن برای ارتباط میان تجربیات و اطلاعات مشابه و تبدیل كردن آن به قالب‌هاي قابل پیش‌بینی است. فروشنده‌ها همواره در حال یادگیری از طریق جمع‌آوری و انباشت اطلاعاتی هستند که به طور روزمره از طریق تماس‌هاي تلفنی و روابط متقابل با مشتریان دریافت مي‌کنند. فروشنده، مي‌تواند از طریق دانشی که به این شیوه به دست مي‌آید، اتفاقات آتی را پیش‌بینی کند و همچنین قادر خواهد بود بر مبنای آنچه در گذشته انجام داده است برای آینده تصمیم‌گیری نماید.
مدل‌سازی را مي‌توان موتور محرکی در نظر گرفت که فروش را به حرکت در مي‌آورد. به عنوان مثال، یک مشتری دیرباور، تحلیلگر و مادی‌گرا از فروشنده مي‌پرسد وجه تمایز محصول او از سایر رقبای عمده چیست . پاسخ فروشنده بر مبنای تجربیات قبلی‌اش خواهد بود. مي‌توان گفت، مدل سازی مستلزم پیدا کردن پاسخ برای این پرسش است که وقتی در موقعیت خاصی هستید که لازم است کاری انجام دهید، چه روشی باید در پیش گیرید.فروشندگان خودساخته موفق روش مؤثری دارند که بتوانند تمام اطلاعات شفاهی، غیرشفاهی، واقعی و شهودی را که طی تماس فروش یا چرخه فروش رد و بدل مي‌شود، ذخیره و بازیابی نمایند. این کار در مقایسه با فروشندگان خود ساخته ناموفقی که از اشتباهات گذشته خود درس نمی‌گیرند و آن را تکرار مي‌کنند، شایستگی بالاتری جهت برد در آنها ايجاد مي كند.
تیزهوشی
متاسفانه، بسیاری از فروشندگان خودساخته که کارآیی کمتری دارند، در ذهن خود نوعی تصور دستورالعملی نسبت به فروش دارند و فقط به مفاهیم اداری و خشک چرخه فروش توجه مي‌کنند. آنها طبیعت انسانی فروش و این حقیقت را که انسان و اعمال او نتایج را تعیین مي‌کنند، فراموش مي‌کنند.
سیاست‌هایی که انسان در هر موقعیتی اتخاذ مي‌کند بر مبنای منافع شخصی اوست و به همین خاطر، مشتریان به آسانی تدابیر مربوط به اتخاذ تصمیمات خود را آشکار نمی‌کنند. تیز هوشی، به معنی اثرگذاری صحیح بر نفوذ و انگیزه تصمیم گیرنده است. این موضوع، اولویت اول فروشندگان موفق خودساخته مي‌باشد. تیزهوشی، محرک استراتژی برد است و برنامه‌ریزی استراتژیک بدون فراست، مقدمه باخت به حساب مي‌آید.
سودآوری
ما معمولا منافع را با ویژگی فسادپذیری یا خست و چشم تنگی ارتباط مي‌دهیم. در حالی که شاید این معنی، تعریف اجتماعی آن باشد، در فروش «منافع» معنای کاملا متفاوتی به خود مي‌گیرد.
در فروش، سودآوری و عزت نفس در هم تنیده‌اند. مي‌توان گفت منفعت، طلب پرداخت عادلانه و مناسب برای زمان یک انسان است. زمان، دشمن فروشنده است؛ چرا که دارای محدودیت مي‌باشد. زمان، به مثابه حاکمی است که تعیین مي‌کند چند معامله مي‌تواند صورت پذیرد و تلاش فرد باید در کجا متمرکز شود.
رسالت فروشندگان، رسیدن به این هدف نهایی است «آیا این معامله را خواهم برد؟» سودآوری، فروشندگان خودساخته موفق را وادار مي‌کند تا به خود نهیب زنند که از مرحله راحت بودن خارج شوند و همواره سوالات دشواری از خود بپرسند و مکررا برای گرفتن نتیجه، در تلاش و زحمت باشند. در مقابل، در فروشندگان خودساخته‌ای که کمتر موفق هستند، چنین محرک باطنی وجود ندارد.
آیا بهترین فروشندگان دارای استعداد ذاتی هستند یا مهارت کسب مي‌کنند؟ پاسخ درست این است که اکثریت قریب به اتفاق فروشندگان رده بالا دارای استعداد ذاتی هستند. با این وجود، بسیاری از افراد دیگر، موفقیتشان را خودشان ساخته‌اند. آنها یاد گرفته‌اند که چگونه باید از مهارت فن بیان خود استفاده کنند تا به بینش مربوط به این کار دست یابند. آنها مي‌دانند وقت خود را برای چه موضوعی صرف کنند و همواره به دنبال محرك‌هاي قدرتمند هستند تا با بهره‌گيري از آنها، مشتريان را به خرید ترغیب نمایند.
منبع: HBR
مترجم: رویا مرسلی
نقل از دنیای اقتصاد

دولت الکترونیک

مدیریت زمان

مدیریت زمان
 
 
 
توسعه مهارتهای مدیریت زمان یک مسافرت طولانی است.
این مسافرت ممکن است با این راهنما آغاز شود، اما به تمرین و ممارست بسیار و راهنمایی‌هایی که در طول راه وجود دارند، نیاز دارد.
یکی از اهداف این است تا به خودتان کمک کنید تا از نحوه استفاده‌تان از زمان آگاه شوید و در نهایت هوشیارانه از زمانتان استفاده کنید.
مدیریت زمان


استراتژی‌های استفاده از زمان

* طول مدت مطالعه را تعیین کنید
آیا 50 دقیقه برای شما مناسب است؟ معمولا بعد از چه مدت مطالعه احساس خستگی می کنید؟
بعضی از افراد به وقفه های مکرر در حین مطالعه بنا به دلایل مختلف نیاز دارند.
دروس مشکل تر هم به وقفه های مکرر بیشتری احتیاج دارند.
ببینید بهترین طول مدت مطالعه برای شما چقدر است و در برنامه‌ریزی به آن توجه کنید.
* به طور هفتگی برنامه‌های بلندمدت خود را بازبینی کنید.
* تکالیف خود را اولویت بندی کنید.
موقع مطالعه، عادت کنید تا همیشه از مشکل ترین درس یا تکلیف شروع کنید.
* حتی‌الامکان مکان مطالعه عاری از عوامل حواس‌پرتی برای خود انتخاب و یا ایجاد کنید.
برای بیشترین تمرکز
* از "زمانهای مرده" استفاده کنید.
در مورد استفاده از زمان هنگام قدم زدن، رانندگی کردن و ... برای مطالعه فکر کنید.
* قبل از شروع کلاس مطالب درس را مرور کنید.
* بلافاصله بعد از کلاس محورهای صحبت استاد را مرور کنید.
(احتمال فراموشی در صورت مرور نکردن بیشتر از 24 ساعت بسیار زیاد است)

محاسبه کننده تکالیف دانشگاه مینسوتا را ببینید.

ضوابط و معیارهایی برای برنامه‌ریزی خود در نظر بگیرید که نیازهای درسی و غیردرسی شما را پوشش دهد.

اصول کمکی موثر در برنامه‌ریزی:

* تهیه لیست کارهایی که می‌خواهید انجام دهید(To Do list)
کارهایی که می خواهید انجام دهید را بنویسید و بعد تصمیم بگیرید که در آن لحظه چه کاری را می خواهید انجام دهید و چه کارهایی را به تعویق بیندازید.
* برنامه‌ریزی روزانه/هفتگی
قرارهای ملاقات، کلاسها و جلسات را به ترتیب زمان وقوع بنویسید.
قبل از اینکه به خواب بروید مطمئن شوید که برای روز بعد آماده اید و وقتی که بیدار می شوید ببینید چه کارهایی را در پیش دارید.
* برنامه‌ریزی بلندمدت
از یک جدول ماهانه استفاده کنید تا برنامه‌ریزی روزانه برای شما آسان شود.

سایت مهارتهای مطالعه و یادگیری توسط Joe Landsberger به عنوان یک منبع عمومی/آموزشی رایگان نوشته و راه اندازی شده است. مطالب این سایت تاکنون به 28 زبان زنده دنیا ترجمه و در دسترس شمار زیادی از افراد در نقاط مختلف دنیا قرار گرفته است. بخش فارسی این سایت توسط احمد عزیزی، نيكو شامخي و سامان در حال ترجمه و تكميل است. حق استفاده، طبع و نشر مطالب این سایت به عنوان یک راهنمای مطالعه و یادگیری در محیط های آموزشی و هر جایی که به آموزش افراد کمک می کند


ترجمه ا: احمد عزيزي

چگونگی پیدایش بانکداری الکترونیک در جهان

چگونگی پیدایش بانکداری الکترونیک در جهان


 
چگونگی پیدایش بانکداری الکترونیک در جهان
 
 
 
زمان شروع پرداخت الکترونیکی در دنیا به سال ۱۹۱۸ میلادی برمی‌گردد، یعنی هنگامی که بانکهای فدرال رزرو امریکا به انتقال وجوه از طریق تلگراف می‌پرداختند.

اینترنت در سال ۱۹۷۰ توسط متخصصین دانشگاهی، به منظور اشتراک دریافت ها، توسعه یافت و تا سال ۱۹۹۳ محبوبیت اینترنت برای عموم و خصوصاُ تجاری که امید به گسترش مشتریانشان داشتند، افزایش پیدا کرد. عواملی که بانکداران را به سمت اینترنت متوجه ساخت عبارت بود از: مواجه شدن با مبالغ هنگفت، مشتریان زیانده و رقابت بین غیر بانکی ها. در سال ۱۹۹۴، بانکها شروع به کاوش در اینترنت کردند تابه عنوان یک سیستم تحویلداری پیشنهادی برای محصولات و خدماتشان، از بانکداری اینترنتی استفاده کنند. این نوع بانک برای هر تراکنشی قیمت کمتری را از بانک های شعبه دار پیشنهاد کرد. همچنین به دسترسی بازارهای جهانی و آسایش بیشتر مشتریان توجه بیشتری نشان داد. تا ژانویه ۱۹۹۵، فقط ۲۴ بانک بر روی شبکه اینترنت وجود داشت. لیکن، به فاصله یک سال،‌۸۰۰ بانک به این تعداد افزوده شد، به طوری که کارشناسان بانکهای صنعتی تخمین زدند که بانک های شمال آمریکا تا سال ۲۰۰۰، حدود ۱۵۰۰ شبکه اینترنت تاسیس خواهند کر
تاریخچه دولت الکترونیک
دولت الکترونیک یکی از ضرورتهای جهان امروز است که بساری از کشورها به دنبال ایجاد آن در کشور خود هستند۰

دولت الکترونیکی عبارت است از استفاده سازمانهای دولتی از فن‌آوری های جدید اطلاعاتی وارتباطی جهت ارائه وتوزیع خدمات و اطلاعات به صورت به هنگام وشبانه روزی در کمترین زمان، با کمترین هزینه و بالاترین کیفیت به شهروندان، بخشهای تجاری و تولیدی و سایر مشتریان دولت می باشد به گونه ای که انها از طریق سیستم‌های کامپیوتر بتوانند با دولت ارتباط برقرار کنند ومشارکت بیشتری در اداره امور دولتی وفرایندها ونهادهای مردم سالار داشته باشند۰

تلفن اولین فن اوری ارتباطی بود که در اغاز قرن ۲۰سبب بهبود وتسریع دوند در فعالیتهای دولتی شد۰ زمانیکه بخشهای خصوصی درسا ل۱۹۹۰به ارائه خدمات الکترونیک پرداختند دولت امریکا از این لحاظ بسیار عقب افتاده بود لذا توجه به این مسئله معطوف گشت که ارائه خدمات به شهروندان به صورت الکترونیک بسیار ساده‌تر است۰

تاریخچه بانکداری الکترونیک در ایران
سابقه فعالیت‌های بانکداری الکترونیک در ایران به سال ۱۳۵۰ برمی‌گردد. در آن موقع بانک تهران با در اختیار گرفتن بین ۷ تا ۱۰ دستگاه خودپردازدر شعبه‌های خود نخستین تجربه پرداخت اتوماتیک پول را تنها در همان شعبه نصب شده بر عهده داشتند. ‌اواخر دهه ۱۳۶۰بانک های کشور با توجه به کاربرد کامپیوتر شخصی و احساس نیاز به اتوماسیون عملیات بانکی به رایانه‌ای کردن عملیات بانکی پرداختند. طرح جامع اتوماسیون بانکی پس از مطالعه و بررسی­های گوناگون در قالب پیشنهادی برای تحولی جامع در برنامه‌ریزی فعالیت های انفورماتیکی بانک­ها به مسئولان شبکه بانکی ارایه شد که با مصوبه مجمع عمومی بانک­ها در سال ۷۲ طرح جامع اتوماسیون سیستم بانکی شکلی رسمی به خود گرفت. در همان سال بانک مرکزی، شرکت خدمات انفورماتیک را به عنوان سازمان اجرایی طرح جامع انفورماتیک سیستم بانکی تاسیس کرد. طی سال های ۷۲ و ۷۳ جرقه های ایجاد سوییچ ملی جهت بانکداری الکترونیکی زده‌شد و در همان راستا شبکه ارتباطی بین بانک ملی و فروشگا ه های شهروند ایجاد شد. در خرداد۱۳۸۱مجموعه مقررات حاکم بر مرکز شبکه تبادل اطلاعات بین بانکی موسوم به شتاب به تصویب رسید. بدین سان اداره شتاب بانک مرکزی در 1381/4/1تاسیس و با هدف فراهم کردن زیر ساخت بانکداری الکترونیکی آغاز به کار کرد. شتاب با ایجاد ارتباط بین دستگاه های خود پرداز سه بانک رسماً متولد شد(بانک­های کشاورزی، توسعه صادرات و صادارت ایران درپایلوت اولیه این طرح حضورداشتند وبانک­های خصوصی سامان وکارآفرین نیزدرخواست کردند که درآزمایش­های اولیه شتاب حضورداشته باشند). درحال حاضربیشتربانک­های ایران بطورمستقیم طرح­های با نکداری الکترونیکی خود را پیش برده و می برند. بانک ملی با طرح سیبا، بانک تجارت با طرحSGB، بانک صادرات با طرح سپهر، بانک رفاه با طرح جاری همراه، بانک کشاورزی با طرح مهر، بانک ملت با طرح جام و بانک­های خصوصی با طرح بانکداری ۲۴ ساعته و به صورت مجزا و منفرد، با نکداری الکترونیکی را درحوزه تحت پوشش خود تجربه کرده و می کنند.

دولت الکترونیک در ایران
شورای عالی اداری در مورخ 1381/4/15بنا به پیشنهاد سازمان مدیریت وبرنامه‌ریزی در راستای تحقق دولت الکترونیک یک مصوبه ۲۱ماده ای را تصویب نمود که مهمترین اهداف این مصوبه را می توان چنین برشمرد:

الف) دستیابی به اطلاعات دقیق وبه هنگام در بخشهای مختلف اقتصادی؛اجتماعی؛فرهنگی از طریق اتوماسیون فعالیت ها

ب) تسریع دراجرای امور وبهبود کیفیت ارائه خدمت به مردم

ج) افزایش کیفیت تصمیم گیری در سطوح مختلف

د) ارائه خدمات غیرحضوری

ه) کاهش هزینه ها؛افزایش کارایی و اثربخشی دربخش های مختلف

و) ایجاد گردش سریع وصحیح اطلاعات بین دستگاههای اجرایی

این مصوبه درهشت بخش اصلی تنظیم شده است که شامل اتوماسیون فعالیت اختصاصی ؛اتوماسیون فعالیتهای عمومی؛فراگیر نمودن بهره گیری از شماره ملی وکد‌پستی ؛سازوکارهای هدایت وهماهنگی در اجرای مصوبه ؛اموزش کارکنان درزمینه فناوری اطلاعات ؛ایجاد امکانات وتسهیلات زیربنایی ؛فراهم نمودن زیربنای حقوقی ومحل اعتبار اجرای مصوبه می باشد۰

تکامل وتوسعه دولت الکترونیکی
تکامل وتوسعه در دولت الکترونیکی دارای چند مرحله است:

مرحله ظهور:شکل گیری اولیه آن می باشد که در آن زیر ساخت ها ؛ابزارها وامکانات جهت ارئه خدمات مشخص می شود ولی هنوز شهروندان نمی توانند به صورت دوطرفه با آن ارتباط برقرار کنند.
مرحله تعامل: دومین مرحله است که از طریق وب امکان برقراری ارتباط دو طرفه فراهم است اما هنوز محدودیت هایی وجود دارد و تعامل در سطح انجام کارهای ابتدایی وساده است مثل امکان ارسال نامه به یک سازمان خاص وامکان دست یابی شهروندان به پاسخ پرسش های ساده از طریق پست الکترونیک.
مرحله تراکنش یا اجرا: این مرحله ؛مرحله اجرا وپیاده سازی دولت الکترونیکی است زیرا مشتریان می توانند کارهای خود را به شیوه ای کاملا الکترونیکی در هر زمان از شبانه روز انجام دهند۰ اگرچه سطح تعامل بالاتر است اما هنوز هم ارتباط کامل دو طرفه بین دولت ومشتریان برقرار نیست وجریان اطلاعات اغلب یک طرفه است و جواب هایی که به سوالات مشتریان داده می شود اکثر انها قبلا با شیوه های منظم برنامه ریزی شده است وبه همین دلیل داده ها قابل پیش بینی هستند.

مرحله دگرگونی: بالاترین مرحله وتکامل دولت الکترونیکی است در این مرحله یک ارتباط هوشمند بامشتریان برقرار می شود وبه طیف وسیعی از مشکلات؛سولات ونیازهای انان پاسخ داده می شود که چنین نمونه ای در حا ل حاضر به ندرت وجود دارد در این مرحله تلاش می شود که اطلاعات از حالت “سازمان محوری”به حالت “مشتری محوری ” تغییر پیدا کند دراین مرحله دولت اکترونیکی باعث تجدید ساختار؛ترکیب یا حذف سازمان های موجود می گردد وسازمان های مجازی جایگزین انها می شود۰

بررسی اثرات دولت الکترونیک
تاثیر دولت الکترونیک را در دوسطح خرد و کلان می توان بررسی کرد:

سطح کلان(دولت)

الف) باعث تغییر کارکرد دولتها می گردد کالاها وخدمات با هزینه کمتر وسرعت بالاتر ارائه می شود اگرچه ممکن است در کوتاه مدت هزینه بردار باشد اما در بلند مدت باعث کاهش هزینه ها می شود۰ و بسیاری از مشاغل در سطح دولتی حذف ونهایتا حجم دولت کوچکتر می شود۰

ب)دومین اثردر شیوه اداره امور دولتی است به این معنا که شهروندان با دولت در تعامل هستند و رابطه به شکل سنتی یک طرفه نیست این رویکرد جدید سه پیامد دارد :

۱- اولین جز ان شامل گرداوری اطلاعات از جامعه جهت تصمیم گیری وسیاست گذاری از یک طرف ومطلع ساختن عموم از تصمیمات از طرف دیگر می باشد۰

۲- دومین جز ان استفاده از فن اوری اطلاعات وارتباطات در جهت تسهیل مشارکت و تبادل نظر عموم مردم در راستای سیاست گذاری عمومی وتعیین اولویت های استراتژیک در تصمیم گیری های دولتی می باشد۰

۳- سومین عنصر وپیشرفته ترین ان استفاده از فن اوری اطلاعا ت وارتباطات جهت انتخاب نمایندگان سیاسی وفرایندهای مردم سالار می باشد که همان دموکراسی الکترونیکی است۰

سطح خرد(سازمان ها- کارکنان ومدیریت):ساختارهای سازمانی تغییر پیدا می کنند واز حالت سلسله مراتبی و عمودی به صورت کاملا تخت در می ایندو مرزها و واحدهای سازمانی کم رنگ تر می شوند وبه حضور دائمی وفیزیکی کارمندان نیازی نیست ومی توان از نیروی فکر انها بیشتر استفاده کرد۰

پیشنهادات
طبق اثراتی که برای دولت الکترونیک برشمردیم می توان ان را بهترین راه حل برای ایجاد دموکراسی وتحقق عدالت اجتماعی که مورد نظر دولت است است برشمرد۰

همچنین با توجه به مشکلاتی که در کشور ما در راه ایجاد تامین خدمات به شهروندان به ویژه در شهرهای بزرگ وجو دارد دولت الکترونیک کمک می کند تا بسیاری ازانها حل شود و خود گام موثری در ایجاد شهر مجازی می باشد۰که البته ایجاد دولت‌الکترونیک به صورت صحیح نیازمند اموزش تمام شهروندان است که ابتدا باید با وسایلی ارتباطی که با ان بیشتر اشنا هستند این امر صورت بگیرد.

منبع: وبلاگ بانکدار

دولت کارآفرین

عصر عملگرایی و ضرورت دولت کارآفرین

عصر عملگرایی و ضرورت دولت کارآفرین

 

با نگاهی به آرمان های مندرج در چشم انداز بیست ساله و با نگاهی همه جانبه به وضعیت نه چندان مطلوب امروز و امید به آینده ، ضرورت هدایت كشور به مسیر صحیح و روز آمده شده توسعه و اعتدال، بیشتر احساس می شود. این مسیر باید ما را به چشم انداز و نقطه های آرمانی ۱۴۰۴ خورشیدی برساند، یعنی به دورنمایی كه با توجه به ضرورت ها و الزامات آرمان های قانون اساسی، تحولات بین المللی، فضای نوین اقتصادی جهان و تجربیات علمی و فناوری های نو ترسیم شده و نقطه آرمانی این دورنما تبدیل جمهوری اسلامی ایران به قدرت اول علمی، اقتصادی، صنعتی و فناوری منطقه است و هدف های مهم آن بسترسازی و ایجاد مشاغل مولد و درآمدزای كشور، كاهش فاصله با كشورهای نوخاسته و صنعتی و ارتقای موقعیت بین المللی ایران است و برای نیل به آن رشد اقتصادی سالانه ۸/۵ درصد، سرمایه گذاری ۱۱ درصد، كاهش نرخ بیكاری به میزان ۷ درصد و تورم حدود ۵ درصد طراحی شده و پیش نیاز آن رشد بهره وری به میزان ۴/۴ درصد در سال است. بر این اساس محورهای برنامه چهارم توسعه به شرح زیر تعیین شده است:
۱- بستر سازی برای رشد سریع اقتصادی ۲- تعامل فعال با اقتصاد جهانی و قابلیت پذیری اقتصادی ۳- توسعه مبتنی بر دانایی ۴- توسعه پایدار (توسعه با ملاحظات زیست محیطی) ۵- ارتقای سلامت، بهبود زندگی و امنیت انسانی ۶- امنیت ملی ۷- توسعه امور قضایی ۸- توسعه فرهنگی ۹- نوسازی دولت و ارتقای اثربخشی فعالیت های آن ... این برنامه كاری پیچیده، مفصل، نیازمند سخت كوشی و با بهره گیری از مدیرانی با شهامت، آینده نگر، مسلط به مسائل روز و آینده ایران و جهان، برخوردار از اعتماد عمومی و مشاركت وسیع و همه جانبه مردم است.اما آنچه كه مسلم است گذشته از تمام ایرانیان، به طور اخص افراد صبور، آینده نگر و آینده ساز باید با بیم ها و امیدهایی كه در راه رسیدن به این آرمان ها وجود دارند آشنا شوند.یكی از این نگرانی ها گسترش تنازعات و تنش های زیانبار است كه در شكل دعواها و پرونده سازی های جناحی بروز می یابد.هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت كه برنامه چشم انداز بیست ساله در آن مجمع شكل گرفت معتقد است: «بروز گرایش های افراطی كه زحمات مدیران نظام را نادیده می گیرد یعنی یك بیماری مسری و ظاهراً لاعلاج اجتماعی و سیاسی كه نتیجه اش كاسته شدن از میزان مشاركت مردم در انتخابات و شكل گیری فضای سردی است كه مردم را در وضعیت نگران كننده، از جهت تضعیف ارزش ها، كاهش شأن و منزلت فردی، آسیب پذیری معیشت، امنیت ملی و حقوقی و آزادی های اساسی قرار می دهد.»بدین سان در كشوری كه دارای بالاترین مزیت های ژئوپولتیك، ژئواستراتژیك و ژئواكونومیك بوده مركز اعصاب جهان یعنی خلیج فارس بخش جدایی ناپذیر از هستی و وجود آن است، دومین دارنده منابع ارزشمند نفت و گاز جهان و چشم امید بیش از یك میلیارد مسلمان برای رسیدن به جایگاه خود در دنیاست، خود، دست تطاول و جور به خود گشاده ایم واستاد تبدیل شعارهای پوپولیستی (به تعبیر دیگر عوام گرایانه) به شعور و عمل پوپولیستی شده ایم. نتیجه اش آن است كه اقتصاد ایران در شمار بسته ترین اقتصادهای دنیا قرار گرفته، نرخ ریسك سرمایه گذاری در آن در بالاترین حد است، ماشین دولتی آن با رشد قارچ گونه اش فربه شده، از نفس و تحرك باز ایستاده، انعطاف ناپذیر است و بخش خصوصی در زیر فشار آن له شده است. كشوری كه در آن واحد چهار فصل را در خود دارد و به لحاظ شمار آثار تاریخی دهمین كشور دنیاست- در مقایسه با بسیاری كشورها كه در مراتبی پایین ترند- سهم بسیار ناچیزی از شیرینی درآمد گردشگری جهان دارد. اقتصاد كشور سیاست زده شده و همین باعث واپس ماندگی آن است و در این كشاكش، ما، هر كدام با قدرت ورزی های جناحی و تفكرات خودمحورانه، عارضه های بیشتری بر اقتصاد بیمار خود تحمیل كرده ایم و در جایی كه در چند دهه اخیر با وجود GATT (توافقنامه عمومی تجارت و تعرفه ها) وWTO (سازمان تجارت جهانی) عینیت یافته است و اكثر كشورهای جهان به این سازمان پذیرفته شده اند و از الزامات آن پیروی می كنند و از مزیت هایش منتفع می شوند،كشور ما پشت درهای آن ایستاده است كه این خود نتیجه آن تفكرات پوپولیستی و البته توطئه های دشمنان قسم خورده خارجی ما نیز هست. چشم بربستن بر واقعیات امروز و آینده اقتصاد جهان و دل خوش كردن به خام فروشی (درآمدهای نفتی) و وابسته كردن اقتصاد كشور به رشد مصرف سوخت های فسیلی در چین و هند و افزایش تقاضا در آسیای شرقی و جنوبی باعث انزوای اقتصادی ما و در نتیجه محروم و دور ماندن از تحولات علمی، فناوری و محدودتر شدن تجارت با دنیا خواهد شد. این، گذشته از مخاطرات و تهدیدهایی است كه در ذهن استراتژیست های كاخ سفید و نومحافظه كاران درباره آسیای مركزی و خاورمیانه نقش بسته، طراحی شده و به عمل تبدیل می شود و آمریكا ضمن آنكه دوستان قدیمی خود را بازنشسته می كند، دوستان ما را تهدید و در نهایت به خیال خود انزوای سیاسی را بر ما تحمیل می كند.توجه به این بیم ها و امیدها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری كشور ما اهمیت بیشتری دارد، زیرا این خود از معیارهای گزینش نامزد اصلح است. قبول مسئولیت در چنین شرایطی دل شیر می خواهد؛ به خصوص كه پست ریاست جمهوری اسلامی ایران برخلاف تصور و بیان بعضی گرایش ها در حد تداركاتچی نیست بلكه پستی بسیار پیچیده، پرتنش و چالش و نیازمند سخت كوشی، استواری و بردباری است و این همه كسی را می طلبد كه نه فقط به اعتقاد ما كه به باور رسانه های جهانی در روزهای اخیر- صاحب تدبیر و دوراندیشی، واقع گرا، عمل گرا، میانه رو و برخوردار از قدرت چانه زنی و امتیازگیری در سطح بسیار بالا بوده، از اعتماد بسیار بالای اجتماعی برخوردار باشد و با جلب مشاركت مردم به شكلی پویا و سازنده و در تمام ایام بتواند گره ای از كار فروبسته اقتصاد كشور بگشاید.
باید توجه داشت كه در عصر نوین هر روز كه از زندگی می گذرد روزی از دست رفته برای همیشه است. اگر به ضرباهنگ پدید آمدن و عرصه كالاها و خدمات تازه و شتاب و بی آرامی تحولات تكنولوژیك- در عرصه هایی چون فناوری اطلاعات، مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی، نانوتكنولوژی- دقت كنیم، معنای روزهای رفته برایمان شفافتر می شود. پدیده های نوین تكنولوژی از سر اتفاق و تصادف در عرصه زندگی نمود پیدا نمی كنند. همه چیز به دقت حساب شده است و بر مبنای نگاه به گذشته، ارزیابی و نقد حال و تفكر به آینده پدید می آید.از دیدگاه سیستمیك این تحولات دنیا را به یك سیستم باز تبدیل كرده كه در آ ن همه چیز به هم مرتبط و وابسته است تا جایی كه مسائل اقتصادی یك نقطه نه تنها در محیط اجتماعی و سیاسی پیرامون خود، بلكه بر جوامع دورتر از خود و الگوهای رفتاری (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی) اثر می گذارد. در این سیستم بارز تعامل و مراوده بین سیستم های فرعی به سرعت اتفاق می افتد اما اگر ضرباهنگ این فعل و انفعال بین دو سیستم فرعی با هم همنواخت نشود، فاصله ها بیشتر می شود. این فاصله تنها به تولید ناخالص داخلی مربوط نمی شود بلكه بر واپس ماندگی سیستم فرعی منفعل در آموزش و پرورش، علوم، فناوری، بهره وری و استانداردهای زندگی اثر می گذارد. تكیه صرف بر شاخص های اقتصادی در فرآیند توسعه و رشد مفهوم پیدا نمی كند بلكه توسعه، مجموعه ای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در هم تنیده ای است و غلظت از این رویكرد، چه بسا كه به بحران منجر شود.زمانی كه پدیده رشد و توسعه اقتصادی را در چشم اندازی تاریخی ببینیم درمی یابیم كه در دوران خاص فضای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی كشورها به گونه ای بوده كه باعث پرورش مفهوم كارآفرینی اقتصادی و پیدایش كارآفرینان اقتصادی به عنوان عاملان و مأموران تغییر به سمت و سوی توسعه بوده است. كارآفرینی اقتصادی به عنوان كیفیتی فردی تجلی می یابد و این افراد خاص قادر به اتخاذ و پیاده سازی تصمیم هایی دوربرد می شوند. بهبود تخصیص منابع، گسترش آن، انتقال و نهادی كردن دانش فنی و توسعه مبتنی بر دانایی، تلاش گسترده كارآفرینان را طلب می كند. بسیاری صاحب نظران اقتصادی این مفهوم را در آثار خود منعكس كرده اند اما «یوزف شومپتر» اقتصاددان نامور اتریشی در ۱۹۳۴ به این مفهوم عمق بخشید. از دیدگاه او، كارآفرین، پیشرو حركت در توسعه اقتصادی و وظیفه او ارائه فرصت برای بروز نوآوری ها، گسترش تولیدات، افزایش رشد و ارزش افزوده، بهبود ساختارها و انعطاف پذیر كردن آن، پویاسازی سرمایه های انسانی و سایر منابع تولید، گشایش بازارهای تازه و تحرك بخشیدن به بخشی است كه مامور تغییر آن شده است.
با این معیارها و سنجیدارها، باید دید كدام یك از نامزدهای ریاست جمهور كارآفرین هستند. جمهوری اسلامی پس از تثبیت و توسعه ارزش های دینی و توسعه و استقرار امنیت همه جانبه در طول سال های دفاع مقدس و نیز طی ۱۶ سال بازسازی و توسعه اقتصادی و سیاسی و نهادهای مدنی به مرزهای قابل قبولی از رشد و توسعه رسیده كه تداوم آن می تواند توان ملی كشور را در همه زمینه ها افزون و معضل مهم بیكاری را حل نماید.گفته می شوددر این مدت حدود ۵۰ میلیارد دلار به ایجاد و توسعه زیربناها اختصاص داده شد، بسیاری دانش های انتقال یافته بومی و نهادینه شد، صادرات برق و همچنین صدور خدمات فنی و مهندسی به عمل و تحقق پیوست. هم اكنون ادامه سیاست سازندگی، تعمیق و گسترش آن در حوزه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به ضرورت نظام تبدیل شده است. با وجود این هنوز توسعه از ناحیه برخی دیدگاه ها در معرض تهدید جدی قرار دارد. دموكراسی اقتصادی و رشد صنعتی، زیربنای دموكراسی سیاسی و رشد اجتماعی است و این ضرورتی است كه كم و بیش مجهول و مغفول مانده است. البته از نقد برخی اشكالات گذشته و اهتمام به اصلاح آن و در نظر گرفتن واقعیت های امروز گریزی نیست.
آینده را بدون نگاه به گذشته نمی توان ساخت اما نباید در گذشته ماند.
بی شك، نیروی انسانی فرهیخته، جوان و پرشور ایران امروز می تواند اصلی ترین عامل برای تبدیل این آرمان به واقعیت های ملموس باشد.
با شرایطی كه امروز به خاطر انفجار اطلاعات و سرعت انتقال آن ها به وجود آمده افكار و خواسته های جوانان جدید است و طبعاً باید آن ها را درك كنیم و به فكر امروز و آینده باشیم. بی شك در درجه اول تحصیل برای جوانان مهم است اما در درجات بعدی مطرح كردن افكار و آموخته ها در فضایی امن، اشتغال، تامین سرپناه و تشكیل خانواده نیز لازمه پیشرفت و رسیدن به آرمان های چشم انداز است.برای ایجاد فضای سالم، پویا، سازنده و با نشاط در كشور كه زمینه ساز شكوفایی عقلانیت، تولید، مشاركت و رفاه همگانی است، اداره جامعه مستلزم تعاملی سازنده بین سه عنصر» مردم «،» دولت «و» نهادهای مردمی «به عنوان رابط بین عناصر اول و دوم است كه هر اندازه متوازن تر و به هم وابسته تر باشند و نقش و ماموریت های خود را بهتر انجام دهند، جامعه بهتر اداره می شود.این امر مستلزم باز تعریف نقش دولت، انعطاف پذیرتر شدن آن، محدود كردن تصدی گری و واگذاشتن كارها به مردم و فراهم آوری زیرساخت ها و توسعه زیربناهای لازم برای رشد و ارتقا كارآفرینی در جامعه ای است كه به لحاظ پویایی جمعیتی، اشتغال و توزیع درآمد، توسعه صنعتی و فنی، عدم پیوند با اقتصاد جهانی، سلطه دولت بر بخش های مختلف اقتصاد با چالش روبه روست و اگر وضع به همین منوال باشد در دهه های آینده به بحرانی عظیم و همه جانبه تبدیل خواهد شد. حتی اگر رشد در سطح فعلی حفظ شده، تولید گسترش یابد و سرمایه گذاری ها به بالاترین حد برسد، باز در درازمدت مشكل بیكاری وجود خواهد داشت. رشد جمعیت اگر با تربیت و توسعه نیروی انسانی همراه نباشد، در واقع فرصت و مزیتی عالی به عاملی منفی و تهدید كننده در آینده تبدیل خواهد شد به خصوص كه می دانیم نیروی انسانی ورزیده مهم ترین عامل فرآیند رشد است. به روایتی رقم بیكاری اینك به ۲۷ درصد رسیده (مشخص نیست كه بیكاری پنهان یا كارهای سیاه و پیش پا افتاده در آن لحاظ شده یا خیر؟) و این بزرگترین تهدید حیات اجتماعی و اقتصادی كشور، نشانگر فرصت هایی از دست رفته و تكرار ناشدنی و زمینه ساز ناهنجاری های اجتماعی از یك سو و فرار مغزها از سوی دیگر است.
جامعه جوان امروز، باورها و الگوهای جدیدی را در مقایسه با نسل گذشته ارائه می دهد و زنان به دلیل تحصیلات عالیه انگیزه بیشتری برای ایفاء نقش در اقتصاد و مدیریت كشور و فرآیند توسعه آن دارند؟» تحولات عمیق اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی در كنار شرایط جدید بین المللی، كارآمدی مدیریت كشور را منوط به هماهنگی با این تحولات ساخته... «است. موفقیت دولت آینده در گرو جلب مشاركت تمام اقشار و بهره جویی از قدرت هوش، عقلانیت، پایداری و دورنگری تمام ایرانیانی است كه یا ساكن در مرزهای جغرافیایی كشور هستند و یا در بیرون از مرزها به دور از تقابل های فرسایشی مایل به قرار گرفتن در شاهراه همكاری و همگرایی و در یك كلام، منسجم كردن سرمایه های انسانی هستند.اینك با چشم انداز افق ۲۰ ساله- كه در آن هدف هایی چون گسترش و تعمیق فرآیند توسعه صنعتی، خدمات مولد، ظرفیت سازی و توانمندسازی جامعه با تكیه بر علوم و فنون جدید پیش بینی شده- وجود دولتی كارآفرین و توانمند با ویژگی های پیش گفته بسیار ضروری می نماید.


منبع : روزنامه همشهری